تبليغاتX
درّی به نام اندیشه

روز چهار: مراحل روزه‌داری

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051445036c71.jpg
«یا أیها الذین امنوا كتب علیكم الصّیام كما كتب على الّذین من قبلكم.» در آیه شریفه‌اى كه قرائت كردم، مسأله روزه و این‌كه این فریضه الهى بر امّت‌هاى قبل از امّت اسلام هم قرار داده شده بود، مطرح شده است. از جمله فرایض و واجباتى كه بشر در طول ادوار گوناگون به آن نیازمند است، یكى همین روزه گرفتن است؛ همچنان كه نماز خواندن و ذكر الهى چنین است. در همه ادوار، در همه احوال، در همه تمدّن‌ها و در همه دوره‌هاى حیات بشرى، در هر حالى كه بشر باشد، به‌خاطر خاصیت بشرىِ خود، به بعضى از این اعمال و فرایض نیازمند است كه یكى از آن‌ها هم همین روزه است...

روزه كه از آن به‌عنوان تكلیف الهى یاد مى‌كنیم، در حقیقت یك تشریف الهى است؛ یك نعمت خداست؛ یك فرصت بسیار ذى‌قیمت براى كسانى است كه موفّق مى‌شوند روزه بگیرند؛ البته سختی‌هایى هم دارد. همه كارهاى مبارك و مفید، از سختى خالى نیست. بشر بدون تحمّل سختی‌ها به جایى نمى‌رسد. این مقدار سختى كه در تحمّل روزه‌گیرى وجود دارد، در مقابل آنچه كه از روزه عاید انسان مى‌شود، چیزِ كم و سرمایه اندكى است كه انسان مصرف مى‌كند و سود بسیارى را مى‌برد. سه مرحله براى روزه ذكر كرده‌اند؛ هر سه مرحله هم براى كسانى‌كه اهل آن هستند، مفید است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گرسنگی و تشنگی
یك مرحله، همین مرحله عمومى روزه است؛ یعنى پرهیز از خوردن و نوشیدن و سایر محرّمات. اگر تنها محتواى روزه ما همین امساك باشد، این منافع زیادى دارد. هم ما را مى‌آزماید و هم به ما مى‌آموزد؛ هم درس هست، هم آزمایش براى زندگى است. تمرین و ورزش است؛ یك ورزش بسیار با اهمیت‌تر از ورزش جسمانى در این كار وجود دارد. روایاتى از ائمه علیهم‌السّلام وارد شده است كه به همین مرحله از روزه توجّه دارد. یك روایت از امام صادق علیه‌الصّلاةوالسّلام است كه مى‌فرماید: «لیستوى به الغنى و الفقیر»؛ خداى متعال روزه را واجب كرده است تا در این ساعات و روزها، فقیر و غنى با یكدیگر برابر شوند. انسانى كه تهیدست و فقیر است، نمى‌تواند در طول روز هرچه هوس كرد، بخرد و بخورد و بیاشامد؛ اما آدم‌هاى غنى، در طول روز، هرچه كه هوس مى‌كنند و هرچه كه مى‌خواهند، برایشان فراهم است. غنى، حال فقیر و گرسنگى فقیر و تهیدستى او را از به‌دست آوردن چیزهایى كه مورد اشتهاى اوست، درك نمى‌كند؛ اما در روزى كه روزه مى‌گیرد، همه یكسانند و با اختیار خودشان، از مشتهیات نفسانى محرومند.

یك روایت دیگر از امام رضا علیه‌السّلام نقل شده است كه به نكته دیگرى اشاره دارد. مى‌فرماید: «لكى یعرفوا الم الجوع و العطش و یستدلوا على فقر الآخره» در این روایت، به تهیدستى و گرسنگى و تشنگى روز قیامت اشاره مى‌شود. در روز قیامت، یكى از ابتلائات انسان، تشنگى و گرسنگى است كه در آن حالت، انسان در مقابل مؤاخذه و سؤال و جواب الهى قرار مى‌گیرد. انسان باید در گرسنگى و تشنگى روز ماه رمضان، به آن حالت روز قیامت توجّه كند و به آن لحظه بسیار سخت و دشوار متنبّه شود.

باز روایت دیگرى از امام رضا علیه‌السّلام است كه به بُعد دیگرى از ابعاد روزه در همین مرحله گرسنگى و تشنگى كشیدن توجّه مى‌كند. آن، این است كه مى‌فرماید: «صابراً على ما اصابه من الجوع و العطش». قدرت صبر به انسان داده مى‌شود كه بتواند گرسنگى و تشنگى را تحمّل كند. انسان‌هاى نازپرورده -كسانى‌كه معناى گرسنگى و تشنگى را نچشیده‌اند و نفهمیده‌اند- قدرت صبر و تحمّل هم ندارند؛ در بسیارى از میدان‌ها، خیلى زود از پا درمى‌آیند و امتحان‌هاى گوناگون زندگى، آن‌ها را درهم مى‌فشرد و له مى‌كند. انسانى كه گرسنگى و تشنگى را چشیده است، معناى این‌ها را مى‌داند و در مقابل دشواری‌هایى كه از این راه ممكن است پیش بیاید، قدرت تحمّل دارد. ماه رمضان، این قدرت تحمل و این صبر را به همه مى‌دهد. یك روایت دیگر هم در همین زمینه عرض مى‌كنم كه آن هم از امام رضا علیه‌الصّلاةوالسّلام است؛ گرچه شاید این یكى، دو مورد، فقره‌هاى یك حدیث باشد. «و رائضا لهم على اداء ما كلّفهم»؛ یعنى تحمّل گرسنگى و تشنگى و اجتناب از مشتهیات نفسانى در روز ماه رمضان، یك نوع ریاضت است كه انسان را بر اداء تكالیف گوناگون زندگى قادر مى‌سازد. البته منظور، ریاضت‌هاى شرعى و ریاضت‌هاى الهى و ریاضت‌هاى اختیارى است. یكى از چیزهایى كه انسان را قدرتمند مى‌كند و بر پیمودن راه‌هاى دشوار زندگى توانا مى‌سازد، ریاضت كشیدن است كه خیلی‌ها به آن پناه مى‌برند. این یك ریاضت شرعى است. بنابراین، در همین چند حدیثى كه خوانده شد، مى‌بینید كه همین مرحله از روزه -یعنى مرحله تحمّل گرسنگى و تشنگى- در اغنیا احساس همسانى با فقرا ایجاد مى‌كند؛ احساس گرسنگى روز قیامت را به انسان منتقل مى‌كند؛ صبر و تحمّل در مقابل شدائد را به انسان مى‌بخشد؛ صبر بر اداء تكلیف را به‌عنوان یك ریاضت الهى به انسان اهداء مى‌كند؛ یعنى این‌همه فواید در همین مرحله است. علاوه بر خالى بودن شكم از غذا و اجتناب از كارهایى كه در حال عادى براى انسان مباح است، نورانیت و صفا و لطافتى هم به انسان مى‌دهد كه بسیار مغتنم است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  پرهیز از گناه
مرحله دوم روزه، پرهیز از گناه است؛ یعنى نگاهدارى گوش و چشم و زبان و دل، حتّى -طبق بعضى از روایات- نگاهدارى بشره انسان، پوست بدن و موى بدن انسان از گناه. از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نقل شده است كه «الصّیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرّجل من الطّعام و الشّراب»؛ همان‌طورى كه از غذا و از آشامیدنى و از مشتهیات نفسانى اجتناب مى‌كنید، از گناه هم اجتناب كنید. این یك مرحله بالاتر براى روزه است. این فرصت ماه رمضان، فرصت مغتنمى است كه انسان تمرین اجتناب از گناه كند.

بعضى از جوانان در مراجعاتى كه دارند، به بنده التماس دعا كه مى‌كنند، از جمله مكرّر مى‌گویند شما دعا كنید كه ما بتوانیم گناه نكنیم. البته دعا كردن خوب و لازم است و مى‌كنیم؛ اما گناه نكردن، به اراده انسان احتیاج دارد. باید تصمیم بگیرید كه گناه نكنید و وقتى تصمیم گرفتید، این كار بسیار آسانى خواهد شد. اجتناب از گناه، چیزى است كه مثل یك كوه در چشم انسان جلوه مى‌كند؛ اما با تصمیم، مثل یك زمین هموار مى‌شود. در ماه رمضان، بهترین فرصت است كه همه این را تمرین بكنند.

روایت دیگرى از فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها نقل شده است كه فرمود: «ما یصنع الصائم بصیامه إذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه»؛ انسان از روزه چه بهره‌اى خواهد برد، اگر زبان و گوش و چشم و جوارح خود را از گناه باز ندارد؟ در یك روایت نقل شده است كه زنى به خدمتكار خود اهانت كرد. ظاهراً آن‌ها در همسایگى پیامبر، یا مثلاً در سفرى همراه آن حضرت بودند. پیامبر اكرم طعامى در دستشان بود، به او تعارف كردند و فرمودند: از این بخور. آن زن گفت من روزه‌ام. نقل شده است كه پیامبر به او این‌طور فرمودند: «كیف تكونین صائمه و قد سببت جاریتك»؛ چطور تو روزه‌اى؛ در حالى كه به خدمتكار خودت دشنام داده‌اى؟ «إنّ الصوم لیس من الطعام و الشّراب»؛ روزه فقط این نیست كه از خوراك و نوشیدنى اجتناب كنید. «و إنما جعل‌اللَّه ذلك حجابا عن سواهما من الفواحش من الفعل و القول»؛ خدا خواست كه انسان روزه‌دار به سراغ گناهان و آلودگی‌ها نرود؛ و از جمله این گناهان، گناهان زبان است؛ بدگویى و اهانت به دیگران است. از جمله این گناهان، گناهان دل است؛ دشمنى و كینه دیگران را در دل پروراندن است. بعضى گناهان به معناى اصطلاح شرعى است؛ بعضى گناهان اخلاقى است؛ مراتب گوناگونى دارد.

پس، مرحله دوم روزه‌دارى این است كه انسان بتواند از گناهان، خود را جدا كند و به‌خصوص شما جوانان عزیز از این فرصت استفاده كنید. شما جوانید. جوان، هم قدرت و توانایى دارد و هم صافىِ دل و نورانیتِ دل براى او یك فرصت است. در طول ماه رمضان، از این فرصت استفاده كنید و اجتناب از گناهان را -كه مرحله دوم روزه‌دارى است- تمرین نمایید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  اجتناب از غفلت
مرحله سوم از روزه‌دارى، پرهیز از هرچیزى است كه ذهن و ضمیر انسان را از یاد خدا غافل كند. این، آن مرحله بالاى روزه‌دارى است كه در حدیث آن‌طور كه وارد شده است، پیامبر به حضرت پروردگار (جلّت عظمته) عرض مى‌كند: «یا ربّ و ما میراث الصّوم»؛ دستاورد روزه چیست؟ ذات اقدس ربوبى فرمود: «الصوم یورث الحكمة و الحكمة تورث المعرفة و المعرفة تورث الیقین فإذا استیقن العبد لا یبالى كیف أصبح بعسر أم بیسر»؛ روزه سرچشمه‌هاى حكمت را در دل مى‌جوشاند. وقتى كه حكمت بر دل حاكم شد، آن معرفت نورانى و روشن به‌وجود مى‌آید. معرفت كه به‌وجود آمد، همان یقینى به‌وجود مى‌آید كه حضرت ابراهیم از خداى متعال آن را مى‌خواست و در دعاهاى این ماه مرتّب درخواست شده است. وقتى كسى داراى یقین بود، همه دشواری‌هاى زندگى بر او آسان مى‌شود و انسان شكست‌ناپذیر از حوادث مى‌گردد. ببینید چقدر اهمیت دارد! این انسانى كه مى‌خواهد در مدّت سال‌هاى عمر خود، یك راه تعالى و تكامل را بپیماید، در مقابل مشكلات و حوادث زندگى و موانع راه، شكست‌ناپذیر مى‌شود. یقین، چنین حالتى به انسان مى‌دهد. این‌ها ناشى از روزه است. وقتى كه روزه یاد خدا را در دل زنده كرد و فروغ معرفت خدا را در دل به‌وجود آورد و دل را روشن نمود، این‌ها به دنبالش مى‌آید. هر چیزى كه انسان را از یاد خدا غافل كند، به روزه براى این مرحله مضرّ است. خوشا به‌حال كسانى كه مى‌توانند خود را به این مرحله برسانند. البته ما باید آرزو كنیم و از خدا بخواهیم و همّت كنیم كه خودمان را به این مرحله برسانیم.
خطبه‌هاى نماز جمعه تهران‌؛ 26/09/78

|+ | چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 | 16:22 | روح‌اله |

 روز سه: روزه، ابزار تزكیه

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1390/1390051345662330.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  خداى متعال بشر را طورى آفریده است كه به تربیت احتیاج دارد. هم از بیرون باید او را تربیت كنند، هم از درون خودش باید خودش را تربیت كند. در مقوله مسائل معنوى، این تربیت، یكى تربیت فكر و قواى عقلانى اوست كه محلّ این تربیت، تعلیم است و یكى تربیت نفس و قواى روحى و قوه غضبیه و شهویه اوست كه نام این تربیت، تزكیه است.

اگر انسان تعلیم درست و تزكیه درست شود، همان مادّه مستعدّى است كه در كارخانه مناسبى شكل مطلوب خود را پیدا كرده و به كمال رسیده است. هم در این نشئه وجود او منشأ بركت و خیر و مایه آبادى جهان و آبادى دل‌هاى انسان‌هاست، هم وقتى وارد نشئه دیگر شد و به عالم آخرت قدم گذارد، سرنوشت او همان سرنوشتى است كه همه انسان‌ها از اوّل تا امروز مشتاق آن بوده‌اند؛ یعنى نجات، زندگى ابدى سعادتمندانه و بهشت. لذا انبیا از اوّل تا نبّىِ‌مكرّم خاتم صلّى‌اللَّه‌علیه وآله سلّم، هدف خود را تعلیم و تزكیه معین كرده‌اند: «یزكّیهم و یعلّمهم‌الكتاب و الحكمة». انسان‌ها را هم تربیت عقلانى و فكرى مى‌كنند و هم تربیت روحى.

تمام عبادات و تكالیف شرعى‌اى كه من و شما را امر كرده‌اند تا انجام دهیم، در حقیقت ابزارهاى همین تزكیه یا همین تربیت است؛ براى این است كه ما كامل شویم؛ ورزش است. همچنان كه اگر ورزش نكنید، جسم شما ناتوان، بى‌قدرت و آسیب‌پذیر خواهد شد و اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایى، به توانایى، به بروز قدرت‌ها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش كنید. نماز، ورزش است؛ روزه، ورزش است؛ انفاق، ورزش است؛ اجتناب از گناهان، ورزش است؛ دروغ نگفتن، ورزش است؛ خیرخواهى براى انسان‌ها، ورزش است. با این ورزش‌ها، روح زیبا و قوى و كامل مى‌شود. اگر این ورزش‌ها انجام نگیرد، ممكن است به ظاهر خیلى پسندیده به نظر بیاییم؛ اما باطنمان یك باطن ناقص و نحیف و حقیر و آسیب‌پذیر خواهد بود. روزه، یكى از این ورزش‌هاست.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  كیمیای نیّت
روزه فقط این نیست كه انسان نخورد و نیاشامد. این نخوردن و نیاشامیدن، باید از روى نیت باشد، والاّ اگر شما یك روز به‌خاطر گرفتارى و یا اشتغال به كار، دوازده ساعت، پانزده ساعت فرصت نكنید چیزى بخورید، هیچ ثوابى به شما نخواهند داد. اما همین امساك را وقتى با نیت انجام دادید -«اجعلنا ممّن نوى فعمل»؛ نیت كند و به دنبال آن، عمل انجام دهد- این همان گوهر درخشانى مى‌شود كه به شما ارزش مى‌بخشد و روحتان را قیمتى مى‌كند.

شرط روزه، نیت است. نیت یعنى چه؟ یعنى این عمل را، این حركت را، این امساك و تمرین را جهت دادن براى خدا، در راه خدا، به‌خاطر انجام دستور الهى. این است كه به هر كارى ارزش مى‌بخشد. لذا در دعاى شب اوّل ماه مبارك مى‌خوانید كه: «اللّهم اجعلنا ممن نوى فعمل ولا تجعلنا ممن شقى فكسل». كسالت، بى‌رغبتى و بى‌نشاطى براى كار -چه كار معنوى و چه كار مادّى- شقاوت است.

روزه، یكى از بهترین كارهاست. با این كه به ظاهر اقدام نكردن است؛ اما در باطن اقدام است، عمل است، كار مثبت است. چون شما نیت این كار را دارید؛ لذا از هنگامى كه وارد صحنه روزه‌دارى مى‌شوید -یعنى از بعد از لحظه طلوع فجر- تا آخر روز به‌طور دائم به‌خاطر این نیت، در حال عبادتید. اگر هم بخوابید، عبادت مى‌كنید. همین‌طور راه بروید، عبادت مى‌كنید. این كه از قول نبّى‌اكرم علیه‌و على‌آله‌الصّلاة والسّلام نقل شده است كه فرمود: «أنفاسكم فیه تسبیح و نومكم فیه عبادة»؛ خوابیدن و نفس كشیدن شما عبادت است، خواب چطور عبادت مى‌شود؟ نفس كشیدن چطور «سبحان‌اللَّه» گفتن مى‌شود؟ این به‌خاطر آن است كه شما بى‌كار هم كه باشید، هیچ اقدامى هم كه نكنید، چون با این نیت وارد این وادى شده‌اید، یكسره در حال عبادتید.

در روایت دیگر مى‌فرماید: «نوم ‌الصّائم عبادة و صمته تسبیح»؛ سكوت هم كه مى‌كنید، مثل این است كه «سبحان‌اللَّه» مى‌گویید. و «عمله متقبّل و دعائه مستجاب»؛ عمل شما مقبول و دعایتان مستجاب است. سكوت شما عبادت است، نفس كشیدن شما عبادت است، خوابیدن شما عبادت است. چرا؟ چون شما این امساك و این دست كشیدن از بخشى از لذّات جسمانى را براى خدا در یك مدّت سى روزه -ماه رمضان- تجربه مى‌كنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  افساری برای نفس
همه این عبادت و دیگر عبادات، برگرد این محور مى‌گردد كه انسان با مشتهیات نفسانى و با لذایذى كه انسان را به پستى مى‌كشانند و برده مى‌كنند، مبارزه كند. افسارگسیخته كردن نفس انسانى، هنر نیست. هرچه در توان دارى لذّت ببرى، براى انسان كمال نیست؛ این از مقوله حیوانیت است. انسان هم یك جنبه حیوانى دارد؛ تقویت جنبه حیوانى است. البته جنبه حیوانى هم جزو ماست و نخواستند كه ما آن را نداشته باشیم. خوردن، آشامیدن، استراحت كردن، لذّت مباح بردن، جزو وجود ماست؛ اشكال هم ندارد و كسى آن‌ها را منع هم نكرده است. آنچه ممنوع است، این است كه انسان در این جنبه غرق شود. مادّی‌گرى، انسان را به غرق شدن در این جنبه مى‌كشاند. ادیان و روش‌هاى عقلانى عالم -كه روش الهى، مبتنى بر پایه‌هاى عقلانى است- جلوِ انسان را مى‌گیرد، تا در این سراشیب لذّت‌برى از لذایذ و مشتهیات زندگى، اختیار خود را از دست ندهد و فرو نغلتد. هر دعوتى كه انسان را به لجام‌گسیختگى در لذّات بكشاند، دعوت به آتش و دعوت به بدبختى و هلاكت است. به‌طور كلّى ، دعوت انبیا، دعوت حكما، دعوت‌هاى الهى، در جهت كفّ‌نفس از این لذایذ است؛ كه روزه هم از این قبیل است. به همین خاطر است كه در روایات ما، ماه رمضان یك صحنه مناسب شمرده شده است؛ براى این كه انسان در این ماه تمرین كند و مجموعه گناهان را ترك گوید.

یك روایت از امام صادق علیه‌الصّلاة والسّلام است كه خطاب به «محمّدبن مسلم» مى‌فرماید: «یا محمّد! إذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و لسانك و لحمك و دمك و جلدك و شعرك و بشرك». امام صادق به این یار و شاگرد نزدیك خودشان مى‌فرمایند كه وقتى روزه مى‌گیرى، باید شنوایى تو روزه‌گیر باشد، بینایى تو روزه بگیرد، زبان تو روزه بگیرد، گوشت و خون و پوست و موى و بشره تو روزه‌دار باشد؛ دروغ نگویى، انسان‌هاى مؤمن را دچار بلا نكنى، دل‌هاى ساده را اغوا نكنى، براى برادران مسلمان و جامعه اسلامى توطئه درست نكنى، بدخواهى نكنى، بددلى نكنى، تهمت نزنى، كم‌فروشى نكنى، امانتدارى كنى. انسانى كه در ماه رمضان با كفِ‌نفس خود، از خوردن و آشامیدن و مشتهیات نفسانى و جنسى روزه مى‌گیرد، باید زبان خود، چشم خود، گوش خود و همه اعضا و جوارح خود را روزه‌دار بداند و خود را در محضر خداى متعال و دورى گزیده از گناهان بینگارد. دنباله روایت مى‌فرماید: «و لایكون یوم صومك كیوم فطرك»؛ روز روزه تو، مثل روز فطر تو نباشد؛ مثل روزهاى عادّى باشد. روز ماه رمضان هم همان‌گونه رفتار كنى كه در روزهاى عادّى رفتار كردى. باید به تربیت نفس توجّه كنى و این فرصت را مغتنم بشمارى.

در یك روایتى دیگر مى‌فرماید: «صوم النّفس امساك الحواس الخمس عن سائر المأثم». از امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام نقل شده است كه روزه نفس، غیر از روزه جسم و روزه شكم است. روزه نفس انسان این است كه همه حواس پنجگانه او از گناهان امساك كنند. «و خلوّ القلب من جمیع اسباب الشّر»؛ دل از همه موجبات و اسباب شرّ و فساد خالى شود. با خداى متعال و با بندگان خدا، دل را صاف و بى‌غلّ و غش كنیم. در این جهت، روایات زیادى هست.

برادران و خواهران عزیز! از این فرصت استفاده كنیم. ماه رمضان یك فرصت بسیار مغتنم است، براى این‌كه خودمان را به خدا نزدیك كنیم، به كمال نزدیك كنیم، از مفاسد دور كنیم، از گناهان پاك كنیم. این دعاهایى كه در این ماه هست، این استغفارى كه در این ماه مستحب است، همه فرصت است؛ مبادا این فرصت‌ها از دست برود. این ماه رمضان به‌زودى تمام خواهد شد. اگر تا ماه رمضان دیگر زنده بمانید، آن هم مثل برق و باد خواهد گذشت. این فرصت‌هاى ذى‌قیمت از دست خواهد رفت؛ از هر روز و ساعتش باید استفاده كنید.
خطبه‌هاى اولین نماز جمعه ماه مبارك رمضان‌‌؛ 12/10/76

|+ | چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 | 16:18 | روح‌اله |

 روز دوم: «فصل خودسازی»

 

  مثل ماده خام...

ما همان ماده خام هستیم كه‌ اگر روى خودمان كار كردیم و توانستیم این ماده خام رابه شكل‌هاى برتر تبدیل كنیم، آن كار لازم در زندگى را انجام داده‌ایم. هدفِ حیات همین است. واى به حال كسانى كه روى خودشان از لحاظ علم و عمل كارى نكنند و همان‌طور كه وارد دنیا شدند، به اضافه پوسیدگی‌ها و ضایعات و خرابی‌ها و فسادها كه در طول زندگى براى انسان پیش مى‌آید، از این دنیا بروند. مؤمن باید به‌طور دائم روى خودش كار كند؛ به‌طور دائم. نه این‌كه خیال كنید «به‌طور دائم» زیادى است یا نمى‌شود؛ نه. هم مى‌شود، هم زیادى نیست. اگر كسى مراقب خود باشد؛ مواظب باشد كارهاى ممنوع و كارهایى را كه خلاف است انجام ندهد و راه خدا را با جدیت بپیماید، موفّق مى‌شود. این، همان خودسازى دائمى است و برنامه اسلام، متناسب با همین خودسازىِ به‌طور دائم است. این نماز پنجگانه -پنج وقت نماز خواندن- ذكر گفتن؛ «ایاك‌نعبدوایاك‌نستعین» را تكرار كردن؛ ركوع كردن؛ به خاك افتادن و خداى متعال را تسبیح و تحمید و تهلیل كردن براى چیست؟ براى این است كه انسان به‌طور دائم مشغول خودسازى باشد. منتها گرفتاری‌ها زیاد است و همه گرفتاریم. گرفتارى زندگى؛ گرفتارى معاش؛ گرفتارى امور شخصى؛ گرفتارى اهل و اولاد و انواع گرفتاری‌ها مانع مى‌شود كه ما به خودمان، آنچنان كه شایسته است، برسیم. لذا یك ماه رمضان را كه خداى متعال قرار داده است، فرصت مغتنمى است. این ماه را از دست ندهید. مقصودم این است كه اگر نمى توانیم به‌طور دائم در حال مراقبت و ساخت‌وساز خودمان باشیم، اقلاًّ ماه رمضان را مغتنم بشماریم.

 

شرایط هم در ماه رمضان آماده است. یكى از بزرگترین شرایط، همین روزه‌اى است كه شما مى‌گیرید. این، یكى از بزرگترین توفیقات الهى است. توفیق یعنى چه؟ توفیق یعنى این‌كه خداى متعال چیزى را براى انسان، مناسب بیاورد. با واجب كردن روزه، خداى متعال زمینه مناسبى را براى من و شما به‌وجود آورده است كه قدرى در این ماه به خودمان برسیم. روزه، نعمت بزرگى است. شكم خالى است و مبارزه با نفس، تا حدودى در اثناى روز، از جهات مختلف وجود دارد: هرچه را دوست دارید، نمى‌خورید و نمى‌آشامید و بسیارى از مشتهیات نفسانى را براى خودتان به مدت چند ساعت ممنوع مى‌كنید. این، یك مبارزه با نفس است؛ مبارزه با هواست و مبارزه با هوی، در رأس تمام كارهاى نیك و خودسازی‌ها قرار دارد.

 

  طبیب خود باش!

ماه رمضان زمینه بسیار خوبى است و خداى متعال این فرصت را به من و شما داده كه در این ماه، چنین امكانى را براى خودسازى پیدا كنیم. علاوه براین‌كه ساعات این ماه بسیار با بركت است و خداى متعال، از لحاظ طبیعى این لحظات و ساعات را این‌گونه قرار داده است، ساعات بسیار مغتنمى هم هست. یك ركعت نماز شما؛ یك كلمه ذكر «سبحان اللَّه» شما؛ مختصر صدقه دادن شما و یك صله رحم كوچكى كه در این ماه بكنید، مزیتى چند برابر بیشتر از همین امور، وقتى در غیر ماه رمضان انجام مى‌شود، دارد. این، فرصت بسیار خوبى است. زمینه خوبى است كه انسان در این ماه به خودش برسد. مثل طبیبى كه با فردى بیمار مواجه است و آن بیمار به امراض متعدّدى مبتلاست -مرض قند دارد، فشار خون دارد، چربى خون دارد، استخوان درد دارد، رماتیسم دارد، زخم معده دارد و خلاصه انواع و اقسام مرض در او هست- طبیب حاذق كه امراض او را مى‌شناسد و راه علاجش را بلد است، با این بیمار چه كار مى‌كند؟ اوّل سعى مى‌كند بیماری‌هاى او را روى كاغذ بیاورد و ببیند به چه امراضى مبتلاست. اگر طبیب، بعضى از بیماری‌هاى او را نشناسد و براى علاج بیمارى دوایى بدهد كه با بیمارى دیگر ناسازگار باشد، ممكن است به جاى این‌كه او را علاج كند، بیچاره را به بیماری‌هاى دیگرى هم متبلا سازد! ... پس اوّل باید با دقّت نگاه كند؛ دلسوزانه بیماری‌ها را پیدا كند و آن‌ها را بنویسد؛ بعد ببیند كدام مهم‌تر است، كدام فوتى‌تر است و كدام اصولى‌تر است. فرض بفرمایید اگر كسى معده ناراحتى دارد، هر دوایى به او بدهند نمى‌تواند به‌خوبى آن را جذب كند. یا اگر روده خرابى دارد، هر غذاى مقوّى‌اى بدهند و از آن بهره ببرد، نمى‌تواند استفاده كند. راهش این است اوّل آن مرضى را كه از بقیه بیماری‌ها تأثیر منفى‌اش بیشتر است و اگر خوب بشود تأثیر مثبت شفایش بیشتر است، پیدا كنند.

 

شما طبیب خودتان بشوید، برادر عزیز! هیچ‌كس مثل خود انسان نمى‌تواند بیماری‌هاى خودش را بشناسد. برخى بیماری‌ها در انسان هست كه اگر مثلاً شما به من بگویید «تو دچار این بیمارى هستى»، عصبانى مى‌شوم و بدم مى‌آید. بگویند: «آقا، شما مرد حسودى هستید.» مگر كسى تحمّل مى‌كند كه به او بگویند «حسود»؟ مى‌گوید: «حسود خودت هستى! چرا اهانت مى‌كنى؟ چرا بى‌خود مى‌گویى؟» از دیگرى حاضر نیستیم قبول كنیم. اما به خودمان كه مراجعه مى‌كنیم، مى‌بینیم بله؛ ما متأسفانه از این بیماری‌ها داریم. سرِ هركس را انسان كلاه بگذارد؛ از هركس كه پنهان كند، با خودش كه دیگر نمى‌تواند! پس بهترین كسى كه مى‌تواند بیمارى ما را تشخیص دهد، خودمان هستیم. بیاورید روى كاغذ! بنویسید: «حسد» بنویسید: «بخل» بنویسد: «بدخواهى براى دیگران. وقتى كسى به خیرى مى‌رسد، ما ناراحت مى‌شویم!» بنویسید: «تنبلى در كار» بنویسد: «روح بدبینى به نیكان و صالحان» بنویسید: «بى‌اعتنایى به وظایف» بنویسید: «علاقه به خود. شدیداً به خودمان علاقه داریم

 

اگر بیماری‌هاى ما این‌هاست، این‌ها را روى كاغذ بیاوریم. ماه رمضان فرصتى است كه یكى‌یكى این بیماری‌ها را تا آن‌جایى كه بشود، برطرف كنیم. اگر برطرف نكنیم، این بیماری‌ها مهلك خواهد شد؛ هلاك معنوى و واقعى. هلاك جسمى كه چیزى نیست! اگر بیمارى مهلكى در ما باشد یا احتمالش را بدهند، چقدر دستپاچه مى‌شویم؟ شب خوابمان نمى‌برد. بهترین دكترها را پیدا مى‌كنیم، مى‌گوییم: «نكند این غدّه‌اى كه در بدن من است، در دست من است، زیر پوست من است، سرطان باشد!» از تصوّرش كلّى وحشت مى‌كنیم. آخرش چه؟ آخرش مردن است. حالا نشد، یك سال دیگر است، دو سال دیگر است، ده سال دیگر است. به قول نظامى گنجوى:

 

«اگر صد سال مانى وَر یكى روز/ بباید رفت از این كاخ دل‌افروز

 

ماندنى كه نیستیم. چند صباحى، كمى این‌ور، كمى آن‌ور، تمام خواهد شد. هلاكت جسمانى این است و این‌قدر از آن مى‌ترسیم. هلاكت معنوى، یعنى براى ابد دچار خذلان و عذاب الهى شدن. یعنى در زندگى جاودان ابدى، از همه نعمت‌ها و لذّت‌ها و چشم‌روشنی‌هایى كه خداوند براى من و شما معین و مقرّر كرده محروم ماندن. انسان به قیامت نگاه كند و ببیند خداى متعال به بعضى از بندگانش -همین افرادى كه با آن‌ها معاشریم و آن‌ها را در كوچه و محلّه مى‌بینیم؛ به همكار ادارى، به دوست دوران تحصیل، یا به یك رفیق بگو بشنو- براى برخى كارها و مجاهداتى كه در این دنیا داشته‌اند، مقامات عالى مى‌دهد؛ آن‌ها را به بهشت مى‌برد؛ از عذاب دورشان مى‌دارد و از عقبات قیامت، نجاتشان مى‌دهد؛ و ما به‌خاطر تنبلى، به‌خاطر نرسیدن به خود و به‌خاطر یك لحظه غفلت، از همه آن‌ها محروم مانده‌ایم! آن وقت است كه حسرت گریبان انسان را مى‌گیرد: «و انذرهم یوم‌الحسرة إذ قضى الأمر». كار هم دیگر از كار گذشته است و حسرت هم فایده‌اى ندارد. این، هلاكت معنوى است.

 

برادران و خواهران! اگر به خودمان نرسیم، بدبختى است؛ روسیاهى است؛ محرومیت است؛ از چشم خدا افتادن است؛ از مقامات معنوى دور ماندن و از نعیم ابدى الهى، تهیدست ماندن است. پس باید به خودمان برسیم. ماه رمضان فرصت خوبى است. كتاب‌هاى اخلاق هم خوشبختانه در اختیار هست. لكن آن چیزى كه آدم از مجموع مى‌فهمد و آنچه مهمّ است، این است كه انسان بتواند هوا و هوسِ خود را كنترل و مهار كند. این، اساس قضیه است.

 

  قدم اول: اخلاص

یكى از ویژگی‌ها كه بسیار مهمّ است تا براى خودسازى به آن توجّه كنیم و شاید جنبه تقدّمى هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از كار را خالص انجام دادن و این‌كه كارى را مغشوش انجام ندهیم. گاهى هست كه كسى عبادت نمى‌كند و گاهى عبادت مى‌كند اما مغشوش و ناخالص. این هم مثل آن است. خالص بودن عبادت و خالص بودن عمل، این است كه براى خدا باشد. در بین مردم، متأسّفانه خیلى رایج است كه كارهاى خوب خودشان را بر زبان بیاورند و بگویند. كانّه توجّه ندارند كه نباید كار نیك را به زبان آورد و گفت كه ما مى‌خواهیم این كار را بكنیم یا ما این كارها را مى‌كنیم. البته برخى جاها استثناست. در جاهایى، بعضى از كارها باید در علن انجام گیرد. در روایات در باب صدقه، آمده است كه «صدقه سِرّ» این ثواب را دارد و «صدقه عَلانیه» این ثواب را. یا مثلاً عبادات گروهى، جلوى چشم مردم انجام مى‌گیرد و باید انجام گیرد؛ و این از شعائر الهى است. اما بسیارى از عبادات یا اغلب عبادات، آن روابطى كه بین خود انسان و خداست -ذكر، توجّه، دعا، نافله، شب‌زنده‌دارى، سحرخیزى، احسان و كارهاى نیك- باید بین خود انسان و خدا بماند. مبادا انسان به‌خاطر این‌كه دیگران ببینند، كارى را انجام دهد! كارى كه انسان به‌خاطر توجّه دیگران به خودش انجام دهد، از نكردن آن كار بدتر است؛ زیرا نكردن كار، یعنى انسان كارى را انجام نمى‌دهد. كارى كه انسان براى جلب توجّه دیگران نسبت به خودش انجام داده، كَاَنّه انجام نداده است. البته بدتر بودنش هم از این جهت است كه عمل شرك‌آلودى انجام داده و این عمل شرك‌آلود، فعل حرام است و دور كننده است. بنابراین همه‌مان در هرجا و در هر موقعیتى كه هستیم، باید خیلى تلاش كنیم كه كار را خالص انجام دهیم.

 

اگر كار براى خدا انجام گیرد و نیت براى خدا خالص باشد، اشكالاتى كه معمولاً در كارها مشاهده مى‌شود، پیش نخواهد آمد. ما وقتى مصالح واقعى را فداى حرف این و آن مى‌كنیم كه بخواهیم كار را براى این و آن انجام دهیم. انسان وقتى كار را براى خدا مى‌خواهد انجام دهد، فقط نگاه مى‌كند ببیند تكلیفش چیست؟ نگاه نمى‌كند كه یكى خوشش مى‌آید، یكى بدش مى‌آید؛ پیش چه كسى آبرو پیدا مى‌كند و پیش دیگرى از آبرو مى‌افتد. امروز در جمهورى اسلامى، در همه شؤون، كار براى خدا سارى و جارى است. هركس در این كشور و این نظام، هر كارى كه انجام مى‌دهد، مى‌تواند آن را براى خدا انجام دهد و از آن اجر و ثواب و بهره معنوى را ببرد و پیش خدا خودش را روسفید كند.

 

  حقیقت اخلاص

از پیغمبر اكرم صلوات‌اللَّه‌وسلامه‌علیه نقل شده است كه فرمود: «إن لكلّ حق حقیقتاً» هر چیزى داراى حقیقتى است و یك روح و یك معنا و یك حقیقت دارد. «و ما بلغ عبد حقیقة الاخلاص.» بنده به حقیقتِ اخلاص و به آن معناى حقیقى اخلاص نمى‌رسد، «حتّى لایحبّ أن یحمد على شى‌ء من عمل للَّه.» (این خیلى سخت است؛ این، مرتبه‌اش از آن مراتبِ بسیار بالاست) مگر این‌كه دوست نداشته باشد كه مردم او را براى هیچ یك از كارهایى كه براى خدا انجام مى‌دهد، ستایش كنند. مثلاً فردى است كه كار را براى دیگران انجام نمى‌دهد: براى خاطر خدا نماز مى‌خواند، ختم قرآن مى‌گیرد، كار خیرى انجام مى‌دهد، احسان و كمك و صدقه‌اى مى‌دهد و مجاهدتى براى خدا مى‌كند. اما دوست مى‌دارد كه مردم بگویند: «ایشان چقدر آدم خوبى است.» كارش را براى مردم نكرده است. كار را براى خدا انجام داده و تمام شده؛ اما از مدح مردم و از این‌كه مردم از او تعریف كنند، خوشش مى‌آید. مى‌فرماید این، آن مرتبه عالى اخلاص نیست. مرتبه عالى اخلاص این است كه این را هم دوست نداشته باشد. اصلاً كارى به كار مردم نداشته باشد! مى‌خواهند بدانند، مى‌خواهد ندانند. مى‌خواهد خوششان بیاید، مى‌خواهد خوششان نیاید. نگاه كند ببیند خدا از او چه خواسته است و دقیقاً آن را انجام دهد.

 

من، این صفت و این روحیه را در امام رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه، در بسیارى از موارد مشاهده كردم. در موارد متعدّدى، بنده این خصوصیت را در ایشان دیده بودم. كارى نداشت كه كسى خوشش مى‌آید یا خوشش نمى‌آید. تكلیفش را انجام مى‌داد. وقتى‌كه بار سنگین است؛ وقتى‌كه كار بزرگ است؛ وقتى‌كه كار خطرناك است، اخلاص بیشتر به‌كار مى‌آید. مثل امروز كه وضع جمهورى اسلامى این چنین است.

 

  سه امتیاز مخلَصین

اگر ما اخلاص ورزیدیم، بنده مخلص مى‌شویم؛ اخلاص‌ورزنده براى خدا در عمل و نیت. اما فراتر از بنده مخلص، بندگانِ مخلَص‌اند. مرحوم سید بحرالعلوم رضوان‌اللَّه‌تعالى‌علیه در رساله‌اى كه در سیر و سلوك به ایشان منسوب است، بین مُخلِص و مُخلَص فرق مى‌گذارد. مى‌گوید مُخلِص كسى است كه عملى را فقط براى خدا انجام مى‌دهد و كارى به كار دیگران ندارد. اما مُخلَص آن است كه همه وجود خود را خالصاً و مخلصاً براى خدا قرار مى‌دهد. همه هستى او فقط براى خداست. این، مرتبه بسیار والایى است كه واقعاً دور از دسترس است. اما به‌نظر بنده، در این دوران، به‌خصوص جوانان و كسانى كه در میدان‌هاى عمل و مبارزه و جهاد واردند، مى‌توانند به این مرتبه هم برسند. البته براى امثال ما مشكل و خیلى دشوار است. ما خیلى دوریم! امّا جوانان و به‌خصوص جوانان مؤمن و پاك و خالص، با آن دل‌هاى روشن و پاكى كه دارند، مى‌توانند به این‌جا برسند. البته رساله مذكور، منسوب به مرحوم بحرالعلوم است و قطعى نیست كه مال ایشان باشد. بعد مى‌فرماید: خداى متعال به این مُخلَصین سه وعده داده است؛ سه امتیاز بزرگ. یكى این است كه فرموده است: «فانهم لمحضرون إلّا عباداللَّه المخلصین» یعنى در قیامت، همه مردم در محشر حاضر مى‌شوند و مورد محاسبه الهى قرار مى‌گیرند، مگر بندگان مخلَص كه آن‌ها معافند. آن‌ها چون ذرّه ذرّه اعمال و انفاس و حركاتشان براى خدا بوده است، لذا از این‌كه در این عرصه از عرصه حشر آفاقى وارد شوند و مورد سؤال قرار گیرند، معافند.

 

امتیاز دوم این است كه مى‌فرماید: «و ما تجزون إلا ما كنتم تعملون إلا عباداللَّه المخلصین». همه مردم، پاداش متناسب با عمل كارى را كه انجام داده‌اند مى‌گیرند، مگر بندگان مخلَصِ خدا. این‌ها عملشان و پاداششان متناسب نیست. عملشان هرچه كه باشد، پاداش آن‌ها بى‌نهایت است؛ زیرا این وجود متعلّق به خدا، براى خدا و سرتا پا در خدمت اهداف الهى است. او، همه وجودش براى خدا خالص شده است. روایتى را دیدم -البته سند این روایات را فرصت نمى‌كنم نگاه كنم و نمى‌دانم سندش چگونه است- كه مضمونش این بود كه خداى متعال مى‌گوید: «اگر به بنده مُخلِص یا مُخلَص، همه دنیا را هم بدهم، حق او ادا نشده است.» بنابراین، جزاى او متناسب با عملى كه انجام مى‌دهد، نیست. یك نماز او برابر هزاران نمازى است كه بندگان خوب خدا بخوانند.

 

امتیاز سوم كه از همه این‌ها بالاتر است، این است كه «سبحان اللَّه عما یصفون إلا عباداللَّه المخلصین» یعنى خداى متعال از آنچه كه بندگان او توصیف كنند، منزّه است؛ مگر از آنچه كه بندگان مُخلَص توصیف كنند. یعنى آن‌ها مى‌توانند حقِ‌ّ توصیف الهى را ادا كنند. بندگان دیگر، كمتر و كوچكتر از این هستند؛ و هرچه در باب پروردگار عالم بگویند «ما عرفناك حقّ معرفتك.» اوصاف خدا از زبان انسان‌ها، ناقص و نارساست؛ مگر از ناحیه بندگان مخلَص. آن‌ها مى‌توانند خداى متعال را كَما هُوَ حَقُّه توصیف كنند. و لذاست كه انسان اگر خود را به دعاهایى كه از ائمّه علیهم‌السّلام، مأثور است، اُنس بدهد و مرتبط كند، امید این هست كه توانسته باشد با خداى متعال، درست مناجات كند و چنان كه شایسته الهى است، با او حرف بزند.

سخنرانی در روز اوّل ماه مبارك رمضان‌؛ 04/12/71

|+ | چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 16:6 | روح‌اله |

باور خدا شاید منهای قیامت چیزی ست که خوشایند همه مردم است و شاید بتوان گفت همه در ضمیر خود اعتراف به خدا دارند ولی آیا قیامت را باور دارند؟؟

در حقَانيت روز حساب و معاد به آيات قرآن بسنده می کنیم و ببينيم كه قرآن كريم واقعه‌ي قيامت را با چه تأكيدي بيان مي‌كند و چگونه دل‌ها را تكان مي‌دهد!

خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آ له و سلم مي‌فرمايد: "و يستَنبوئك أحقّ هو ...؛ از تو مي‌پرسند: آيا راستي، قيامت حقّ است؟ "
"... قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ ...؛ (
سوره‌ي يونس، آيه‌ي 53) بگو: بله؛ به خدايم قسم، قيامت حقّ است. "
كدام گوينده بهتر از خدا مي‌تواند دل‌ها را تكان بدهد و با قاطعيت تمام بگويد: "... قبل إي و ربِّي إنّهُ لَحقٌّ...!؟ "
باز هم مي‌فرمايد: "ليجمعنّكم إلي يوم القيامةِ ... "
هم لام تأكيد و هم نون تأكيد دارد و با صيغه مضارع* كه: "به طور قطع و مسلّم شما را روز قيامت جمع مي‌كند. "
"لا ريبَ فيه؛ هيچ شكي در آن نيست. "

"وَ مَن أصدقُ مِنَ اللهِ حديثاً؛ (سوره‌ي نساء، آيه‌ي 87) چه كسي راستگوتر از خدا سراغ داريد. "


و در آن روز به کسی ظلم نمی شود که اين گفتار خداوند حكيم است:
"فَاليومَ لا تُظلمُ نفسٌ شيئاً...؛ (
سوره‌ي يس، آيه‌ي 54) امروز به كسي، ستم نمي‌شود. "
"... إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ (
سوره‌ي طور، آيه‌ي 16) آنچه كه به عنوان كيفر مي‌بينيد، همان كاري است كه در دنيا انجام داده‌ايد. "

ثواب و پاداش آن دنیا خود عمل است. در این دنیا به کرات حین تقدیم جوایز شنیده می شود که این جایزه تنها یادبودی است به پاس قدردانی و در خور زحمات نیست. بنابراین پاداش و جزا در این دنیا شدنی نیست.

" فمن یعمل مثقال ذرِّة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره" (سوره‌ي زلزال، آيه‌ي 7 و 8) پس هر که هموزن ذره ای نیکی کند آن را خواهد دید و هر که هموزن ذره ای بدی کند آن را خواهد دید.

|+ | چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 12:57 | روح‌اله |

تحت عنوان «سي روز، سي گفتار»

روز اول: «معراج مهمان»

 

*فرصت عروج 

 

مسأله اساسى در باب ماه رمضان، اين است كه بشر -كه در ميان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگيزه‌هاى گوناگون، او را به ‌سمت پايين و تنزل و سقوط مى‌كشاند- فرصتى پيدا كند كه در آن بتواند روح را -كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمايل دارد- به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جويد و به اخلاق الهى، تخلق پيدا كند. ماه رمضان، چنين فرصتى است

 

البته غير از ماه رمضان، فرصت‌هاى ديگرى هم هست. مثلاً همين نمازهاى پنج‌گانه، فرصت‌هايى است كه ما مى‌توانيم با استفاده از آن‌ها عروج كنيم؛ خودمان را اصلاح نماييم و زنگارها و پوسيدگي‌ها و غفلت‌ها و بيماري‌هاى معنوى را از خودمان دور كنيم. نماز، فرصت بسيار خوبى است. شما اگر امتحان نكرده‌ايد -كه قاعدتاً امتحان كرده‌ايد و إن‌شاءاللَّه عمل دائمى شما، همين‌طور باشد- امتحان كنيد. توجه بكنيد كه در حال نماز، اگر متوجه خودتان و كارى كه از شما سر مى‌زند باشيد، قطعاً بعد از نمازِ شما، با قبل از نمازِ شما متفاوت خواهد بود. شرطش همين است كه توجه كنيد در حال نماز، مشغول چه كارى هستيد

 

بهترش اين است كه اذكار نماز را بفهميد؛ كارِ بسيار آسانى است. نبايد بگوييم كه ما فارسى‌زبانيم و نمى‌توانيم عبارات عربى را بفهميم. مجموع عباراتى كه در نماز خوانده مى‌شود -از اول تا به آخر- ياد گرفتن آن براى آدم‌هاى متوسط، يك ساعت هم كار ندارد؛ خيلى آسان است. كتاب‌هايى هم نوشته شده كه اين‌ها را ترجمه كرده‌اند

اگر به معانى توجه كنيد و بفهميد كه مضمون اين كلمات چيست و در آن‌ها تدبر كنيد، البته بهتر است. اگر اين مقدار هم ممكن نشد، حداقل وقتى در حال سجده‌ايد، بدانيد كه با خدا حرف مى‌زنيد؛ وقتى در حال ركوعيد، بدانيد كه پروردگار عالم را تعظيم مى‌كنيد؛ وقتى در حال قرائت و ذكر هستيد، بدانيد كه با چه كسى حرف مى‌زنيد. نفس همين توجه، مهم است

 

اگر اين توجه حاصل بشود و ياد خدا در نماز تأمين شود -كه «و لذكراللَّه اكبر»- اين نماز براى شما «معراج‌المؤمن» خواهد بود و شما را عروج خواهد داد. عروج، همين است كه شما در باطن خودتان، صفا و لطافت و نورانيت بيشترى را بعد از نماز احساس مى‌كنيد

 

*دوره بازيابي و بازسازي 

 

انواع عبادات، فرصت‌هايى براى ما هستند؛ ليكن ماه رمضان، يك فرصت استثنايى در دوران سال است. در اين سى روز يا بيست و نه روز به‌طور مداوم، غير از نمازهاى موظف پنج‌گانه و نوافلى كه هميشه انسان مى‌تواند آن‌ها را بخواند، دعاهايى هست كه توجه به آن دعاها و خواندنشان، انسان را نورانيت مضاعفى مى‌بخشد

اين دعاها را در اختيار ما گذاشته‌اند. كيفيت حرف زدن و مناجات كردن با خدا را به ما ياد داده‌اند. معين كرده‌اند كه چه حرف‌هايى را مى‌شود با خدا زد. بعضى از اين جملاتِ ادعيه مأثوره از ائمه عليهم‌السّلام هست كه اگر اين‌ها نبود، آدم نمى‌توانست خودش تشخيص بدهد كه مى‌شود با خدا با اين زبان حرف زد و اين‌طور از خدا خواست و التماس كرد

 

علاوه بر اين‌ها، همين نفس روزه ماه رمضان است كه يك زمينه روحانيت و نورانيت براى روزه‌دار مى‌باشد و او را براى كسب فيوضات الهى، آماده مى‌كند. اين، مجموعه ماه رمضان، با نماز و با وظايف مقرره هميشگى و با روزه و با دعاهايش است كه اگر شما به اين‌ها توجه كنيد و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نماييد -كه گفته‌اند ماه رمضان، بهار قرآن است- يك دوره‌ى بازسازى و بازيابى و نجات خود از پوسيدگي‌ها و فسادها و امثال اين‌ها خواهد بود؛ دوره خيلى مغتنمى است. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم در ماه رمضان، اين سيرِ الى‌اللَّه را بكنيم و مى‌شود

 

گاهى كه پس از پايان ماه رمضان، خدمت امام رضوان‌اللَّه تعالى‌عليه مى‌رسيدم، برايم محسوس بود كه ايشان نوراني‌تر شده‌اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حركت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق كرده است. دوره ماه رمضان، براى يك انسان مؤمن و والا، اين‌طورى است. آن‌قدر به او و به قلب و باطنش، نورانيت مى‌بخشد كه انسان اين را در مشاهده حضورى او حس مى‌كند و از حرف‌زدنش مى‌فهمد كه نوراني‌تر شده است. بندگان خدا همين‌طورند. ما بايد از اين فرصت، خيلى استفاده كنيم

 

*دوري از گناه 

 

براى نزديكى به خدا، اصل قضيه، ترك گناهان است. انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقيه امور، فرع است. اصل قضيه، اين است كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. اين، همان تقوا را مى‌طلبد. تقوا و پرهيزگارى، مهمترين -يا بگوييم اوّلي‌ترين- مظهرى است كه وجود انسان بايد داشته باشد

همين است كه مانع از گناه انسان مى‌شود. گناه نمى‌گذارد كه انسان، حتّى خود را به لبه درياى عظيم مغفرت الهى برساند و از آن استفاده كند. گناه نمى‌گذارد كه ما حال دعا و توجه پيدا كنيم. گناه نمى‌گذارد كه ما به فكر بازنگرى و بازسازى خودمان بيفتيم. كوشش بكنيم از گناه فاصله بگيريم. اين، شرط اول قضيه است

 

البته گناهان مختلفند؛ گناه‌هاى گوناگونِ فردى و اجتماعى، گناه‌هايى كه به‌وسيله دست يا چشم يا زبان و از طرق گوناگون حاصل مى‌شود. براى افراد مسلمان، شايد گناهان، مخفى نباشد و مى‌دانند كه چه چيزى گناه است. آن كسى كه دعا هم مى‌خواند، مستحبات را هم انجام مى‌دهد، وظايف شرعيش را هم انجام مى‌دهد؛ اما در كنار آن‌ها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن كسى است كه در حال سرماخوردگى و تب، هم داروهايى را كه ضد سرماخوردگى است و شفابخش است، مى‌خورد و هم از غذاهايى كه براى سرماخوردگى مضر است، استفاده مى‌كند. معلوم است كه آن داروها، اثر نخواهد كرد. معلوم است كه اگر آدم بيمار، آن غذايى كه براى او مضر است، آن عملى كه براى او زيان‌آور است، به آن‌ها ارتكاب بكند، براى او، دارو اثرى نخواهد كرد

 

بايد زمينه استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوى الهى را آماده كرد و آن، با ترك گناه است. لذا شما در دعاى كميل مى‌بينيد كه اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاة والسّلام مى‌فرمايد: «اللّهم اغفر لى الذّنوب الّتى تحبس الدّعاء» يعنى خدايا! آن گناهانى كه دعاى مرا حبس خواهد كرد، آن‌ها را بيامرز

گناهان، مانع از اجابت دعا مى‌شود. در همين شب‌ها و سحرها، در دعاى شريف ابوحمزه مى‌خوانيد: «فرّق بينى و بين ذنبى المانع لى من لزوم طاعتك». خدايا! ميان من و گناهم فاصله بينداز؛ آن گناهى كه مانع از انجام وظايفم مى‌شود و باعث مى‌شود كه نتوانم خودم را به تو نزديك كنم. اصل قضيه، مسأله ترك گناه است

 

*گناه در نظام اسلامي و نظام طاغوتي 

 

مهمترين حُسن يك نظام و حكومت اسلامى در اين است كه فضا را، فضاى گناه‌آلود نمى‌كند. در نظام‌هاى طاغوتى، فضا گناه‌آلود است. اگر انسان هم بخواهد گناه نكند، گويى براى او ميسور نيست و همه‌چيز، انسان را به طرف گناه سوق مى‌دهد. در نظام اسلامى، اين‌طور نيست. در نظام اسلامى، فضا گناه‌آلود نيست. گناهكار هست، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست، با اختيارات گوناگون هم هست -نه اين‌كه نيست- اما گناه، ممكن است فقط جاذبه شخصى داشته باشد؛ يعنى هوى‌ و هوس انسان، او را به طرف گناه بكشاند. اين نظام، غير از نظام طاغوتى و شيطانى است كه گناه، معيار پيشرفت اجتماعى هم است! در نظام اسلامى، گناه نه فقط معيار پيشرفت نيست، بلكه ضد پيشرفت و ضد ارزش و معيار تنزل است

 

گناه از هر كسى كه صادر بشود، نبايد گفت چون اين شخص انجام مى‌دهد، پس اشكالى ندارد، يا لابد اشكالى ندارد. نه، گناه را بايستى شناخت و گناهكار را به‌وسيله‌ى گناه بايد شناخت. هر كسى گناه را انجام داد، گناهكار است؛ هر كه مى‌خواهد باشد. اين تصور غلط است كه ما بگوييم چون فلانى اين كار را مى‌كند، لابد اشكالى ندارد كه مى‌كند؛ اگر اشكال داشت، كه نمى‌كرد

البته حمل بر صحت، ايرادى ندارد؛ بلكه خوب و مستحسن است. در كار همه مؤمنين، انسان بايد حمل بر صحت بكند. تا آن‌جايى كه ممكن است، نبايد حمل بر فساد كرد؛ اما وقتى يك عملِ خلافِ بيّن و واضح از كسى سر زد، هيچ تفاوت نمى‌كند كه اين كس، چه كسى باشد. هر كسى باشد، گناه، گناه است؛ بلكه وقتى افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بيشتر هم خواهد بود

 

بنابراين، اصل قضيه، اجتناب از گناه است كه بايد سعى كنيم در اين ماه رمضان، إن‌شاءاللَّه با تمرين و حديث نفس و رياضت، گناه را از خودمان دور كنيم. اگر گناه از ما دور شد، آن‌وقت راه براى عروج و پرواز در ملكوت آسمان‌ها ممكن خواهد شد و انسان خواهد توانست، آن سيرِ معنوى و الهى و آن طيرانِ معين‌شده براى انسان را انجام بدهد؛ اما با سنگينى بار گناه، چنين چيزى ممكن نيست. اين ماه رمضان، فرصت خوبى براى دور شدن از گناه است

سخنرانى در ديدار با مردم در روز يازدهم ماه مبارك رمضان؛ 18 فروردين 1369
|+ | چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 11:14 | روح‌اله |